آخرِ کار؟!
پنجشنبه 24 تیر 1395 ساعت 07:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
سلام :)
امیدوارم الآن که این متنو شروع کردین به خوندن حالتون خوبِ خوب باشه.
بعد از وقفه خیلی زیاد، باز به سرم زد بیام و یه چیزایی بنویسم؛ البته قرار نیس انشا بنویسم :)) یه چیزای میگم و بس
من این وبلاگ رو چهار سال پیش که تازه وارد دانشگاه شده بودم ، به هدف اطلاع رسانی های کلاس و سرگرمی و حالا هر چی، درست کردم و در ادامه ش با چن تا از دوستان خوبم ازش مراقبت کردیم و تا یکی دو سالی هم رونق داشت، بعد از اون هم که یکم جو کلاس ها عوض شد و بچه ها از هم دور شدن ، یکم سوت و کور موند اینجا ، تا اینکه رسیدیم به امروز و دیگه کارم با دانشگاه تموم شده و قرار نیس اطلاع رسانی یی تو این صفحه وب نوشته بشه!
از دانشگاه بگم که روزهای خیلی خیلی خوبی داشتم کنار دوستام ، خاطراتی ساختیم که هیچ وخ ، تکرار میکنم "هیچ وخ"، از ذهنمون پاک نمیشه؛ همین الآنشم که زمان زیادی نیس که تموم شدم، باز هی میان تو خاطرم و یاد این دوران میفتم. 
هر جور آدم هم دیدیم تو این چن سال ، بعضیا خوب و دوس داشتنی ، بعضیا نچسب ، بعضیا به درد بخور ، بعضیا هم این وسط با کارهاشون همیشگی شدن تو خاطرمون ...
این چهار سال برا من جوری گذشت که اصن انگار همین دیروز بود ، حتما برا بقیه هم همین طور خواهد بود ، چون طبیعت زمان اینجوریه ،‌وختی گذشت دیگه گذشته ، بهش که فکر هم بکنی میبینی انگار همین دیروز اتفاق افتاده؛ بعد که بشینی دقیق تر تک تک خاطره ها رو مرور کنی میبینی که تو چهار سال قد چهل سال خاطره داری ، جالبه نه ؟ :))
من که تو این مدت خیلی عوض شدم، با نوید سال ۹۱ که وارد دانشگاه شد خیلی فرق دارم ، حداقلش اینجوریه که خودم اینجوری احساس میکنم، احساس میکنم خیلی بزرگتر شدم! برا آینده م هم برنامه های ویژه ای دارم :)) خدا کنه جور بشه بتونم همه شو به واقعیت برسونم !
من تو این مدت خیلی تلاشمو کردم تا جایی که میتونم دوستانم رو کمک کنم ، حتی کسایی که نمیشناختم رو ، همه هدفم این بود که از من خیری به کسی برسه ، ولی خب بعضی وختا شرایط جوری میشه که دست ما نیس ، میدونی ؟ یهو میبینی اتفاقی افتاده که اصن دلتم نمیخواست که اونجوری شه ، ولی چیزیه که شده ، نمیشه زمانو برگردوند ، باید دفعه بعد بیشتر حواستو جمع کنی شاید تونستی جلوشو بگیری ! مطمئنن منم تو این مدت از این کارا کردم یا باعث اتفاقایی شدم که شاید برا بعضیا ، دوستانم بد بوده و ناراحتشون کرده یا باعث اذیتشون شده، از همین فرصت استفاده میکنم برا عذرخواهی و ازشون حلالیت می طلبم ، اگه همچین اتفاقایی افتاده مطمئن باشین که قصدی توش نبوده ، پس اگه امکان بخشش هست به بزرگی خودتون ببخشینم ... حتی اگه دِینی گردنم هست و یادم رفته اداش کنم ، خوشحال میشم اطلاع بدین تا از خجالتتون در بیام و شرمنده کسی نباشم ...
این وسط هم، من از هیشکی دلخوری ندارم ، اگه هم اتفاقی افتاده همه شو فراموش کردم و همه ش خوبیاتونو تو ذهنم دارم :)
در مورد وبلاگ هم بگم که همچنان تا آخر عمرش وبلاگ دانشجوهای کامپیوتر دانشگاه پیام نور ارومیه [مخصوصا ورودی ۹۱] خواهد بود و خواهد ماند ، هر کی هم با من کاری داشت یا مشکلی در مورد کامپیوتر و برنامه نویسی و این جور چیزا داشت ، مشتاقانه آماده دریافتشون هستم ، چه از طریق همین وبلاگ ، چه از طریق ایمیل یا شماره ، اگه کمکی از دستم بر بیاد حتما کمکتون میکنم :)
زیاد دیگه طولانیش نمیکنم ، همین که ازتون ممنونم به خاطر وختی که گذاشتین و این متن رو خوندین و ، همیشه شاد باشین و موفق :)
به امید دیدار دوباره

مرتبط با: متفرقه ,

 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic