تبلیغات
سافت وریا
tnx God
دوشنبه 31 تیر 1392 ساعت 11:21 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست زهرا جنـــــگی | ( نظرات )

                            

 

 

                  


مرتبط با: متفرقه , دلنوشته , عکس ,

دسته گلی برای مادر !
شنبه 29 تیر 1392 ساعت 05:14 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
مردی مقابل گل فروشی ایستاد ، او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود .
 وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی ؟
 دختر گفت : می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت : با من بیا ٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی .
 وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می‌خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت: نه ، تا قبر مادرم راهی نیست !
 مرد دیگر نمی‌توانست چیزی بگوید ٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست . طاقت نیاورد ٬ به گل فروشی برگشت ٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد !!!





به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری ، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن !

..:: شکسپیر ::..


برچسب‌ها: داستان , مادر , عشق , محبت , گل ,

ساعت چنده؟
چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 11:15 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نستــــــــرن حیدری | ( نظرات )

مرد جوان:ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟

پیرمرد:معلومه كه نه.

-چرا آقا...مگه چی ازتون كم میشه اگه به من ساعت رو بگین؟

-یه چیزایی كم میشه...اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم تموم میشه.

-میشه به من بگین چه جوری؟

-ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشكر میكنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی!

-خوب...آره امكان داره.

-امكانش هم هست كه ما دو سه بار یا بیشتر بازهمدیگه رو ببینیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی!

-خوب...آره  این هم امكان داره.

-یه روزی شاید بیای خونه ی من و بگی داشتم از این دور و برا رد میشدم و گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف كنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد از این تعارف  و ادبی كه من به جا آوردم باعث بشه كه تو دوباره بیای دیدن من و اونوقته كه میگی چه چای خوش طعمی!!!!وبپرسی كه كی اونو درست كرده؟

-آره ممكنه

-بعدش من بگم كه دخترم چایی رو درست كرده و اونوقته كه باید دختر جوون و خوشگلم رو به تو معرفی كنم و تو هم از دخترم خوشت بیاد.

لبخندی بر لبان مرد جوان نشست.

-بعدش تو به دخترم علاقه مند میشی و اونو از من خواستگاری میكنی

مردجوان دوباره لبخند زد

-پیرمرد با عصبانیت گفت:اما من هیچ وقت اجازه نمیدم كه دختر دسته گلم با آدمی مثل تو كه حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج كنه!میفهمی؟

وبا عصبانیت دور شد....

                        *******************************************

اگر بدانید مردم چقدر به ندرت فكر میكنند، هیچ گاه از این كه درباره شما چه فكر می كنند، نگران نمی شوید.



110 !!
سه شنبه 25 تیر 1392 ساعت 02:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
فایل صوتی زیر رو دانلود کنین ، مکالمه یه خانوم با 110 هستش ، خیلی بامزه س 











هرگز از تلاش برای بدست آوردن آنچه در طلبش هستید دست نکشید .
صبر کرن سخت است ، اما حسرت ، مشکل تر ...


برچسب‌ها: طنز , جالب , دانلود ,

عاقبت ازدواج با شوهر برنامه نویس (طنز) !!!
دوشنبه 24 تیر 1392 ساعت 11:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مسعـــود عینی | ( نظرات )

شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

بقیه اش  تو ادامه مطلب...

ادامه مطلب

ترول های ماه رمضونی
یکشنبه 23 تیر 1392 ساعت 02:14 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
ادامه مطلب
مرتبط با: مذهبی , عکس , متفرقه ,

برچسب‌ها: ترول , رمضون , روزه , جالب ,

تولد ... تولد ... تولدت مبارک
شنبه 22 تیر 1392 ساعت 03:52 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست معـــــــراج فطرت | ( نظرات )
الو الو ... صدا میاد .... پوف ...پوووووووف .... پــــــــــــــــــــــــــــــوف ....
وصله ... میرسه صدام ....
طبق آخرین اخبار واصله تا چند روز دیگه سالروز ی حادثه خاصــــــــــــــــــــــــه ....
ی نی نی کوچولویی قراره بیاد ک .....
خب مگه چیه عـــــــــــــــــــــزیزِ ما شده دیگه ....
آغا پیشاپیش عیدت مبارک .... عــــــه .... تولدت سعید .....
اشتپ شد ....
آغـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا .... تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولدت مبــــــــــــارک ...
.........................
هالا بیـــــــــــــــــــــــــــــــــا ..... آهـــــــــــــــــــــان .... شرمنده جو گرفتتم .... D:
صد سال ب این سالها ... ایشالله عروسیت رو بگیریم دور هم  ....
ایشالله 1373سال دیگه هم عمر کنی .... ( چی بکشه دنیا از دست تو !!!!!
)
 ( الان احتمالاَ کل آیندگان ک هنوز نیومدن میخان ب خاطر این دعا منو ..... پس قدرمو بدون ... )
بوسم کن ... فقط تو از کیک تولدت واسه من نیار دیگه ... اونوقت میبینی چیکارت میکنم دیگه .... میگیرم بوست میکنم ...
)

                                     

تــــــــــــــــولد .... تولــــــــــــــد .... تولد ....
تولدت مبارک ... بیا شمع هاتو فوت کن ک صد سال زنده باشی ....
تولـــــــــــد نوید جونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه .... ( من در این موندم ک فلسفه خلقت تو چیه دقیقا ...اصلن خدا بیکار بوده تو رو خلق کرده ک تنوعی ایجاد بشه یا چی !!؟!؟ ... مطمئنن ب جایی نمیرسم ...
)(( شوخی x:  )














 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :