تبلیغات
سافت وریا
کابوس
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 ساعت 10:55 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )

خدایا وحشت تنهاییم کشت

کسی با قصه من آشنا نیست

در این عالم ندارم همزبانی

به صد اندوه می نالم، روا نیست


شبم طی شد کسی بر در نکوبید

به بالینم چراغی کس نیفروخت

نیامد ماهتابم بر لب بام

دلم از این همه بیگانگی سوخت


به روی من نمی خندد امیدم

شراب زندگی در ساغرم نیست

نه شعرم می دهد تسکین به حالم

به غیر از اشک غم در دفترم نیست


بیا ای مرگ جانم بر لب آمد

بیا در کلبه ام شوری برانگیز

بیا شمعی به بالینم بیافروز

بیا شعری به تابوتم بیاویز


دلم در سینه کوبد سر به دیوار

که این مرگ است و بر در می زند مشت

بیا، ای همزبان جاودانی

که امشب وحشت تنهاییم کشت ...



فریدون مشیری



امیر عباس گلاب - کابوس


مرتبط با: متفرقه , ادبی ,


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نسترن چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 07:22 ق.ظ
خیلی خیلی قشنگ بود...
ممنون
نویـــــــد عباسپور پاسخ داد:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :