تابستان ۹۴
پنجشنبه 25 تیر 1394 ساعت 06:32 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
با عرض سلام خدمت دوستان :)
و عرض خسته نباشید
امیدوارم امتحانات این ترمتونم به خوبی و خوشی پشت سر گذشته باشین ...

اطلاعاتی در مورد ترم تابستان ۹۴ :

- انتخاب واحد از ۱۳ تیر ماه تا ۲۴ تیر ماه. ** انتخاب واحد به مدت ۳ روز از ۲۹ تیر تا ۳۱ ام تمدید خواهد شد.
- درخواست مهمان از ۶ تیر ماه تا ۱۹ تیر ماه.
- تاریخی برای حذف و اضافه وجود نداره و سقف انتخاب واحد هم ۸ واحد هستش.
- تاریخ امتحانات از ۳۱ مرداد ماه تا ۱۰ شهریور ماه.
- لیست دروس نرم افزار (تجمیعی) و زمان امتحانشون :

موفق باشیند :) ;) :)

مرتبط با: دانشگاه ,


....
شنبه 6 تیر 1394 ساعت 06:22 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
یادم هست پیش از ازدواج‌ام، مدتی با همسرم هم‌کار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوش‌اش بیآید. ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمی‌آمد که او این قدر شیفته‌ی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
.
ما با هم ازدواج کردیم. سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همه‌ی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جدایی‌مان، چراغِ راهِ آینده‌ی رفتارهای‌ام شده: 
-«منو باش که خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی می‌بینم الآن هیچ‌چی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
.
امروز که دقت می‌کنم، می‌بینم تقریبن همه‌ی ما در طولِ زنده‌گی، به لحظه‌یی می‌رسیم که آدم‌های خاص و افسانه‌یی‌مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می‌شوند. و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برای‌مان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوش‌مان می‌آید، بُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌یی هستند. حتا آن‌هایی که ما ابرانسان می‌پنداریم هم وقتی دست‌شویی می‌روند، می‌گوزند، وقتی می‌خوابند، آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد و دهن‌شان سرِ صبح، بوی خُسفه‌ی خَر!
.
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تآتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
.
اولین چاره‌ی کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطاب‌ام نکنند. چون اصولن این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است. در قدم بعد، سعی کردم به‌شان نشان دهم که من هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌یی دارم. عصبانی می‌شوم، غمگین می‌شوم، گرسنه می‌شوم، می‌شاشم، دست و بال‌ام درد می‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه‌ی آدم‌ها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام:
حتا جلوی پای یک پسربچه‌ی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.
و بعد؛ راست‌گویی!
به عقیده‌ی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
.
اطرافی‌یان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
.
این‌هایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.
به یک دل‌داده‌ی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، یک شامپانزه‌ی تمام‌عیار می‌شود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همه‌ی ما آدم‌ایم. آدم‌های خیلی معمولی.
.
.
.
آرش خیرآبادی


پ.ن: متنش جالب بود ، دلم نیومد اینجا نذازمش :)

مرتبط با: متفرقه ,


لینک های مرتبط: متن در فیسبوک ,

شبکه ۱
دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت 10:33 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
دوستانی که با آقای حبیب زاده درس شبکه ۱ دارن ، می تونن از اینجا اسلایدی که خودشون تدریس میکنن رو دانلود کنن ( تا آخر فصل چهار )

** فصل پنج رو هم میتونین از اینجا دانلود کنین ( از یه جزوه دیگه جدا کردم ، کامل نیست ولی خیلی میتونه کمک کنه)

موفق باشین.

مرتبط با: دانشگاه ,


تمدید زمان ثبت میان ترم ها
سه شنبه 19 خرداد 1394 ساعت 05:45 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
سیستم گلستان تا ۱۰ ام تیر ماه برای ثبت نمرات میان ترم دانشجوهای کارشناسی باز خواهد بود.

* اگه میان ترمتون ثبت نشده، حتما پیگیر بشین که استادتون هر چه زودتر ثبتشون کنن !

مرتبط با: دانشگاه ,


روز پدر
شنبه 12 اردیبهشت 1394 ساعت 02:26 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )

مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست.
پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ».

پس از چند دقیقه دوباره پرسید: «این چیه؟» پسر گفت: «بابا من که همین الان بهتون گفتم، کلاغه.»
بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: «این چیه؟» عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: «کلاغه کلاغ!»
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم.


 روز پدر مبارک 



مرتبط با: متفرقه , مذهبی ,


روز مادر
پنجشنبه 20 فروردین 1394 ساعت 09:04 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد، گفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند.
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند: فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید ...
سالها گذشت، مادرش از دنیا رفته بود، روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار اورا کنجکاو کرد آن را دراورده و خواند، نوشته بود : کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم !!!
ادیسون ساعتها گریست ...
و در خاطراتش نوشت :
توماس آلوا ادیسون 
کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد ...


 روزمادر مبارک 



مرتبط با: متفرقه ,

برچسب‌ها: روز مادر , روز زن ,

تمرین نوروزی پایگاه داده ها
یکشنبه 24 اسفند 1393 ساعت 10:32 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نویـــــــد عباسپور | ( نظرات )
سناریو زیر رو در مورد سایت اطلاع رسانی سینما در نظر بگیرین :

۱- اشخاصی که مشخصات آنها در پایگاه داده های سیستم نگه داری می شود شامل کارگردان، بازیگر، فیلم نامه نویس، و تهیه کننده می باشد.
۲- هر فیلم یک یا چند کارگردان دارد، و هر کارگردان ممکن است فیلم های متعددی را کارگردانی کرده باشد.
۳- هر فیلم یک یا چند تهیه کننده دارد، و هر تهیه کننده ممکن است فیلم های متعددی را تهیه کرده باشد.
۴- هر فیلم ممکن است چند نویسنده داشته باشد و یا نویسنده ای نداشته باشد، و هر نویسنده ممکن است فیلم نامه های متعددی را نوشته باشد.(فیلم های مستند نویسنده ندارند.)
۵- هر فیلم ممکن است چند بازیگر داشته باشد و یا هیچ بازیگری نداشته باشد، و هر بازیگر ممکن است در فیلم های متعددی بازی کرده باشد.
۶- هر فیلم ممکن است در جشنواره های مختلفی شرکت کند و یا در هیچ جشنواره ای شرکت نکند.(در هر جسنواره حداقل ۴۰ فیلم شرکت می کند.)
۷- در هر جشنواره ممکن است به هر یک از اشخاص برای نقشی که در فیلم داشته اند نوعی جایزه تعلق گیرد.(مثل اینکه شخص X برای بازی در فیلم F دز جشنواره سینمای ایران دوره چهاردهم جایزه بگیرد)

برای جلسه بعد از نوروز جدول ها و رابطه ها رو رسم کنین :) 
( قالَ آقای رجبی )

مرتبط با: دانشگاه ,




 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو